السيد الطباطبائي ( مترجم : گرامى )
238
آغاز فلسفه ( ترجمه بداية الحكمه ) ( فارسى )
2 . اتفاق به معناى نفى ايجاب فاعل . كسانى كه منكر رابطهء ضرورى ميان علت و معلولاند ، و وجود معلول در ظرف وجود علت را حتمى و تخلفناپذير نمىدانند ، مىگويند : « اگر علت تحقق داشته باشد ، به وجود آمدن معلول اتفاقى است . » 3 . اتفاق به معناى نفى علت غايى . برخى معتقدند كه ميان فاعل و غايت رابطهاى ضرورى و تخلفناپذير برقرار نيست ؛ بدين معنا كه فاعل چه بسا كارى را براى رسيدن به يك هدف و غايت خاص انجام مىدهد ، اما فعل او به غايت ديگرى منتهى مىگردد ، كه مقصود فاعل نبوده ، و فعل براى آن انجام نيافته است . و يا در مورد فاعلهاى طبيعى مىگويند : اين فاعلها در فعل خود هيچ قصدى ندارند ، و متوجه جهت و هدف خاصى نمىباشند ، و در آنها اقتضاى رسيدن به نقطهء خاصى وجود ندارد . 4 . گاهى نيز مقصود از اتفاق يك امر حقيقى است كه علت و سبب براى پاره حوادث مىباشد . گروهى معتقد بودهاند كه غير از علل چهارگانه ( علت فاعلى ، علت صورى ، علت مادى و علت غايى ) علت ديگرى نيز در عالم وجود دارد به نام « اتفاق » . بنابر اصطلاح اول ، امر اتفاقى پديدهء ممكنى است كه علت فاعلى ندارد ؛ و بنابر اصطلاح دوم ، امر اتفاق معلولى است كه بىآنكه وجودش ضرورى و واجب شده باشد ، از علت خود صدور يافته است ؛ و بر طبق اصطلاح سوم ، امر اتفاقى غايت و نتيجهاى است كه بر فعل مترتب شده است ، اما مقصود فاعل نبوده ، و فعل براى رسيدن به آن انجام يافته است ؛ و بر طبق اصطلاح چهارم ، امر اتفاقى پديدهاى است كه مستند به اتفاق است ، و اتفاق به عنوان يك علّت مغاير با علل چهارگانه ، آن را به وجود آورده است . « اتفاق » در همهء معانى چهارگانهء آن امرى باطل و مردود است ، و بطلان هريك از آنها جداگانه اثبات شده است . اختلاف تشكيكى امتياز به شدت و ضعف ، تقدم و تأخر ، زيادت و نقصان و مانند آن ، اصطلاحا اختلاف تشكيكى ناميده مىشود . در اين نوع امتياز ، ما به الامتياز به ما به الاشتراك بازمىگردد و مغاير با آن نمىباشد ، بر خلاف امتياز به تمام ذات ، امتياز به جزء ذات و امتياز به اعراض خارج از ذات . براى توضيح اين نوع از اختلاف ، نور شمع و نور خورشيد را با يكديگر مقايسه مىكنيم . بىشك اين دو ، در حقيقت نور با يكديگر